.. پر رنگ ..

نوروز 1390
نویسنده : مجتبی اصفهانی - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/٢٦
 

 

 
 
 
 
 
 

 

 بوی عید میاد ..بوی مهمون بازی های خنده دار ..حالا هی بگو بهارشده بهارشده همه چی سبزه سال جدیده ...

 

عادت کردیم به این کارها نمیدونیمم اصلش چی هست ..چرا زمستون کینه و دل گیری هامون بهار نداره؟؟؟

 

چرا بعد ١٣ که میخوریم به پست همدیگه همون آدم قبل عیدیم ...فقط ظاهرمون رو قشنگ میکنیم...

 

خیلی ها هم همین قدر هم ندارن که ظاهرشون رو نو کنن...ولی همینکه دلشون از همه راضیه و کینه ای ندارن پیش خدا

 

جا دارن این ها معنی بهار و عید ومیفهمن...

واقعا میخوام در این سال جدید به این فکر کنیم که این سال ها میاد و میره ما هستیم که سنِ مون داره بیشتر میشه و معلوم

 

نیست که سال دیگه زنده باشیم یا نه ...به خدا ارزش نداره این همه زندگی مون رو به قهر و کینه و دروغ طی کنیم...

 


اگه این ها رو فهمیدیم واقعا سال نو مبارک

سبز باشید



مجتبی اصفهانی./


 
comment نظرات ()
 
ماه مبارک رمضان 1389
نویسنده : مجتبی اصفهانی - ساعت ٦:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢۱
 

سلام

شاید با پارسال خیلی فرق نکرده باشم ولی دنیا و دورو برم تغییر کرد...پدر بزرگ

عزیزم حاج علی محمد اصفهانی دیگه پیشمون نیست...روزه که

 میگرفتم همیشه یه جوره خاصی نگاهم میکرد خوشحال بود ..خیلی

ذوق میکردم که بابا جون چه قدر من رو دوست داره ..اما الان جز یه

 حسرت و گریه چیزی نیست ...خیلی دلم تنگ شده براش دعا میکنم

پیش خدا شاد باشه و من رو نگاه کنه.....

 

انشالا...

نماز روزه همتون قبول التماس دعا


 
comment نظرات ()
 
شعری بارانی
نویسنده : مجتبی اصفهانی - ساعت ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢۱
 

 

 

بهار دلنشین

 

عاشق این شعرم و آهنگ اش که استاد بنان عزیز خواندن

......:

 

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ی میران من

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان

تا نسیم از سوی گل با من بیا دامن کشان

چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی

چون سرشکم در کنار بنشین ، نشان سوز نهان

بازا ببین در حیرتم بشکن سکوت خلوتم

چون لاله ی تنها ببین بر چهره داغ حسرتم

ای روی تو آئینه ام عشقت غم دیرینه ام

بازا چو گل در این بهار ، سر را بنه بر سینه ام


 
comment نظرات ()
 
سال نو مبارک 1389
نویسنده : مجتبی اصفهانی - ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢۸
 

به نام خدای عاشقان

باده در ساغر کنید ..

 

توبه ای دیگر کنید..

 

 خرقه از تن برکنید...

 

توبه ها را بشکنید... آمد بهاران...

 

 

 

 

سال جدید را  به حضرت صاحب الزمان و همه دوستان عزیزم  تبریک میگم .

 

با تشکر مجتبا

 

 


 
comment نظرات ()
 
خدا را می شناسم من
نویسنده : مجتبی اصفهانی - ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱
 
خدا از هرچه پنداری جدا باشد

خدا هرگز نمی خواهد خدا باشد

نمی خواهد خدا بازیچه ی دست شما باشد

که او هرگز نمی خواهد چنین آیینه ی وحشت نما باشد

هراس از وی ندارم من

هراسی زین اندیشه ها در پی ندارم من

خدایا بیم از آن دارم

مبادا رهگذاری را بیازارم

نه جنگی با کسی دارم نه کس با من

بگو موسی بگو موسی پریشانتر تویی یا من؟

نه از افسانه می ترسم نه ازشیطان

نه از کفر و نه از ایمان

نه از دوزخ نه از حرمان

نه از فردا نه از مردن

نه از پیمانه می خوردن

خدا را می شناسم از شما بهتر

شما را از خدا بهتر

خدا را می شناسم من

 
comment نظرات ()